چگونه از ابتدا به یک توسعه دهنده حرفه ای IBM تبدیل شدم

چگونه از ابتدا به یک توسعه دهنده حرفه ای IBM تبدیل شدم

کولبی ویلیامز اغلب از من می پرسد که چه چیزی باعث شد که از یک سلبریتی در یوتیوب و زندگی با بازی های ویدیویی دست بکشم تا بتوانم برای IBM کار کنم.

خب، زمان زیادی طول می کشد تا استدلالم را به وضوح توضیح دهم، اما فکر می کنم بهتر است داستان سفرم از دنیای جهل به برنامه نویسی به یکی از شگفت انگیزترین حرفه هایی که می توانستم انجام دهم را به اشتراک بگذارم. بگذارید به شما بگویم، شاید داستان من الهام بخش افرادی باشد که دوست دارند وارد دنیای برنامه نویسی شوند.

من داستان زندگی شخصی ام را رها می کنم و از لحظه ای که تصمیم گرفتم وارد دنیای وب و توسعه نرم افزار وب شوم شروع می کنم. در لحظه ای بودم که نمی دانستم می خواهم چه کار کنم و در واقع چه انتظاری از زندگی دارم!

خواهرم به تازگی از CS فارغ التحصیل شده بود و با اینکه 10 سال از من کوچکتر بود، از من در زمینه IT و برنامه نویسی کمک خواست و من واقعاً می خواستم به او کمک کنم، بنابراین یک کتاب در مورد جاوا گرفتم و تمام پروژه های این کتاب را بررسی کردم و مانند دوره های کالج که باید برای هر دوره پروژه ای انجام دهید، همین کار را انجام دهید.

پیشنهاد مقاله: آیا برای یادگیری برنامه نویسی شرط سنی خاصی وجود دارد؟

ناگفته نماند که خیلی خوشحال بودم که در ابتدا توانستم برنامه بنویسم و ​​مسائل پیچیده را حل کنم. در آن لحظه متوجه شدم که می‌دانم از زندگی چه می‌خواهم و دوست دارم در آینده چه کار کنم.

مرحله تحقیق / مطالعه

من بازی‌های فلش را در سال 2007 کدنویسی کردم، اما چیزی در مورد نحوه کار شبکه نمی‌دانستم، زیرا تمام کاری که تا آن زمان انجام می‌دادم بازی‌های ویدیویی بود.

تنها چیزی که می‌دانستم این بود که می‌خواهم برنامه‌هایی ایجاد کنم که بتوان آنها را در تلفن‌های هوشمند یا صفحات وب مشاهده کرد. مدتی فکر می‌کردم باید جاوا را یاد بگیرم، تا اینکه متوجه شدم جاوا به بهترین وجه همراه با نرم‌افزارهای سازمانی استفاده می‌شود و زبان‌های برنامه‌نویسی موثری برای ساخت برخی برنامه‌ها وجود دارد.

ماه اولی که تصمیم گرفتم درس بخوانم، همه چیز سخت و پیچیده بود. مدام اطلاعاتی را می دیدم که مرا به مناطق مختلف می برد. من یک کتاب کامل در مورد زبان برنامه نویسی جاوا خواندم، سپس یک هفته به پایتون رفتم و یک کتاب در مورد سینتکس زبان خواندم.

سپس تصمیم گرفتم دوره های آموزشی آنلاین مرتبط با داده های بزرگ، الگوریتم ها و هوش مصنوعی و فناوری های مختلف را بگذرانم. واقعاً نمی دانستم چه کار کنم یا چه چیزی یاد بگیرم.

تنها چیزی که از آن بسیار سپاسگزارم این است که تصمیم گرفتم لینوکس را نصب کنم تا بتوانم خط فرمان Bash را یاد بگیرم و برخی از آموزش های استفاده از Vim را مرور کنم.

پیشنهاد مقاله: داستان مردی که با بازدید از بوت کمپ موفق شد یک برنامه نویس حرفه ای شود

استراتژی آموزشی

پس از سرگردانی در اطراف مطالعه فناوری مورد نیازم، تقریباً به نقطه ناامیدی رسیدم. به همین دلیل تصمیم گرفتم گیاهان موجود در کمپ تب، کالج ها و روش های مختلف را برای به دست آوردن اطلاعات هدفمند مطالعه کنم. مکان هایی که اطلاعات متمرکز و دقیقی به من می دادند و به من کمک می کردند تا مسیر درستی را که برایم جالب بود انتخاب کنم.

سپس موفق شدم یک کمپ آموزشی محلی پیدا کنم که زبان برنامه نویسی PHP را آموزش می داد. در نهایت، بعد از اینکه متوجه شدم وضعیت من در این زمینه چقدر بد است و هنوز اطلاعات زیادی در مورد فناوری ندارم، این واقعیت که نمی‌توانم هیچ یک از آن‌ها را انجام دهم، به طور تصادفی به پروژه Odin برخوردم.

یک کمپ آموزشی آنلاین رایگان که ادعا می کند می تواند تمام دانش مورد نیاز برای یافتن شغل را در اختیار شما قرار دهد. این دقیقاً همان چیزی است که من نیاز داشتم.

من همیشه سعی می کردم همه چیز را به تنهایی یاد بگیرم و این دقیقاً مشکل من بود، زیرا مهمترین چیز که رمز موفقیت یا نقشه راه است را نداشتم.

لازم به ذکر است که پروژه Odin یک منبع عالی برای یادگیری زبان برنامه نویسی Ruby and Rails می باشد. البته، برخی از افراد استفاده از Free Code Camp را پیشنهاد می کنند، که یک پروژه شگفت انگیز است که توسط جامعه بزرگی از توسعه دهندگان نگهداری می شود.

باید متعهد می شدم

حالا که نقشه راه داشتم، تصمیم گرفتم تمام ایده های اولیه را که داشتم کنار بگذارم و فقط روی کار یک توسعه دهنده وب تمرکز کنم.

در آن زمان، کامپیوتری را که برای بازی استفاده می‌کردم، تجهیزاتی که برای ضبط ویدیوی یوتیوب داشتم، فروختم، تمام کانال‌های تلویزیونی را که در آن عضو بودم، حذف کردم و قول دادم تا زمانی که شغلی پیدا کنم، هر بازی یا کانال تلویزیونی را تماشا کنم.

برای اینکه جلوی پیشرفتم را نگیرم و متمرکز بمانم، خلاصه ای از کارهایی که در طول روز انجام دادم و در پایان هر هفته تهیه کردم. اگر می خواهید شرح شغل من را ببینید، فقط به آدرس زیر بروید.

http://colbycheeze.blogspot.com/

نکته جالبی که در این مدت کمتر به آن توجه کردم این بود که هر شب فقط 5-6 ساعت می خوابیدیم تا بتوانم زمان بیشتری را صرف مطالعه کنم. در حالی که تحقیقات 7 تا 8 ساعت خواب در شب را توصیه می کنند، من توانستم این دوره را با خواب کمتری پشت سر بگذارم و جالب اینکه رویکردی که در پیش گرفتم نتیجه داد.

انجمن

گذر از هر چیزی که در ذهن داشتم سخت بود، حتی با نقشه راهی که داشتم، اما مشکل این بود که در برنامه ریزی که انجام داده بودم خیلی عمیق بودم.

سوالی که ناگهان باعث شد پیشرفت جالبی داشته باشم این بود که تصمیم گرفتم به انجمن های محلی و انجمن های برنامه نویسانی بپیوندم که ایده های عملی جالبی داشتند و همه آنها علاقه مند به کمک به من بودند. و من می خواستم به آنها کمک کنم.

شروع کردم به صحبت با افرادی مثل من که تازه وارد دنیای کدنویسی و برنامه نویسی شده بودند. سپس به کانال های مختلفی مانند Slack پیوستم.

تعامل با افرادی که می توانند در صورت بروز مشکل به شما کمک کنند و شما را در مسیر درست راهنمایی کنند، بسیار موثر بوده است. جالب اینجاست که با تازه واردانی آشنا شدم که سوالاتی در مورد کدنویسی داشتند و می توانستند به سوالات آنها پاسخ دهند. این برای من بسیار دلگرم کننده بود.

در نهایت، من شروع به شرکت در جلسات محلی تا جایی که می توانستم با توسعه دهندگان دیگر کردم.

پیوستن به یک جامعه قوی از توسعه دهندگان و روابط مؤثر با افرادی که در زمینه خود متخصص هستند یکی از مهم ترین عواملی بود که مرا در مسیر درست قرار داد.

جستجوی کار

سرانجام پس از حدود 4 ماه آموزش بسیار پیگیر و فشرده تصمیم گرفتم رزومه خود را تغییر داده و برای شرکت های مختلف ارسال کنم.

شرح کلی از خودم و نوعی «الگوی» ارائه نوشتم تا مجبور نباشم هر بار که زندگی نامه ام را به تدریج تمام می کنم چیزهایی را بازنویسی کنم.

همانطور که برای شرکت ها و موقعیت های مختلف درخواست دادم، به تدریج تصمیم گرفتم یک وب سایت شخصی ایجاد کنم و نمونه کارهای خود را بهبود بخشم تا زمانی که مدیران استخدام رزومه و نمونه کار من را بررسی می کنند، برداشت ذهنی مثبتی داشته باشند.

من در مجموع 80 درخواست شغلی را ظرف 6 هفته ارسال کردم و اکثر آنها رد یا نادیده گرفته شدند. چندین مصاحبه تلفنی هم داشتم که به دلیل نداشتن تجربه کافی رد شد.

این غم انگیزترین بخش سفر من بود، اما بهترین توصیه من به شما این است که فقط به این فکر کنید که چگونه بازخورد دریافت کنید و بدانید مردم به دنبال چه مهارت هایی هستند. در نهایت، اگر به رشد خود ادامه دهید و در تلاش برای ملاقات با افراد جدید باشید، بدون شک برای شرکت کار خواهید کرد.

مجتمع دانش و فناوری بامداد ارائه می دهد: بو یک کمپ برنامه نویسی پیشرو

کار پیدا کردم

در نهایت در یکی از موقعیت هایی که برای آن رزومه ارسال کردم، قرار شد با IBM Design و یک استارت آپ دیگر از آستین مصاحبه کنم. من مشتاقانه به هر دو شرکت پاسخ دادم و هر دو به من پیشنهاد کار دادند.

این من را در دوراهی سختی قرار داد که کدام انتخاب بهتر است. بالاخره تصمیم گرفتم پیشنهاد راه اندازی را رد کنم.

به طور کلی، من فکر می کنم که توانایی من برای یافتن شغل تا حد زیادی به دلیل مهارت های نرم است. به عبارت دیگر، من توانستم کمی در مورد دانش فنی که داشتم توضیح دهم، اما بیشتر موفقیتم به دلیل اشتیاق زیادی بود که نشان دادم و انگیزه مصاحبه کنندگان برای استخدام من.

بهترین توصیه من برای افرادی که دوست دارند کاری انجام دهند این است که روی مهارت های نرم کار کنند، نه اینکه فقط به بهبود مهارت های کدنویسی خود فکر کنند. امیدوارم داستانی که به شما گفتم الهام بخش شما باشد.
آخرین کلمه

همانطور که می بینید، همه افراد این شانس را دارند که در دنیای فناوری اطلاعات و برنامه نویسی به شغل مورد نظر خود دست یابند، اما توجه به این نکته ضروری است که تسلط بر مهارت های فنی، مهارت های جامد نامیده می شود. این موقعیت شغلی را تضمین نمی کند و باید مهارت های نرم خود را بهبود بخشید. این مهارت ها شامل موارد زیر است:

ارتباطات بین فردی و مهارت ها: اگر می خواهید هنگام مصاحبه با مدیران استخدام بدرخشید، باید اطلاعات کاملی در مورد ارتباطات داشته باشید و به حرف های دیگران گوش دهید.

مهارت حل مسئله: با توجه به اینکه مشکلات اجتناب ناپذیر هستند، افرادی که می توانند برای چالش های روزمره راه حل ارائه دهند، از ارزشمندترین افرادی هستند که سازمان ها برای جذب آنها تلاش می کنند. علاوه بر این، افرادی که قادر به حل مشکل نیستند، اما تمایل دارند از مشاوره و راهنمایی دیگران استفاده کنند، افراد شایسته و قابل اعتمادی هستند.

اخلاقی: استخدام افراد با اخلاق رمز موفقیت هر سازمانی است. معیارهای زیادی در رابطه با اخلاق وجود دارد. به عنوان مثال، یک فرد چقدر عملکرد وظایف خود را در سطح بالایی ارزیابی می کند. صرف نظر از اینکه کارفرما چه نوع آموزش هایی را به کارکنان خود ارائه می دهد یا چگونه کار کارکنان را کنترل می کند، این ویژگی های ذاتی کاملاً خارج از کنترل کارفرما هستند.

ممقالات پژوهشی: توانایی انجام تحقیقات پایه، توانایی جمع آوری اطلاعات مهم در مورد پروژه ها، و کشف آنچه رقبا برای موفقیت دارند برای بسیاری از سازمان ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

مهارت های مدیریت زمان: مهارت های مدیریت زمان نتیجه گرا برای کارمندان کلید تکمیل وظایف و تکمیل به موقع آنها است.

مهارت های مدیریت پروژه: افرادی که وقف کار روزانه خود هستند باید بدانند که چگونه هر یک از فعالیت های خود را اولویت بندی و برنامه ریزی کنند تا بتوانند در کمترین زمان ممکن بیشترین بهره را از کار خود ببرند.

انعطاف پذیری: در بازار پر رقابت امروزی، روش کار شرکت ها دائما در حال تغییر است. توانایی انطباق با شرایط و انعطاف به شرکت ها کمک می کند تا به جلو حرکت کنند و رقابتی باقی بمانند.

نگرش مثبت: می تواند نقش بزرگی در سازمان داشته باشد. برای کارکنان بسیار مهم است که به دنبال چنین نگرش و انرژی مثبت باشند. زیرا تنها حضور چند نفر منفی برای ایجاد اختلال در عملکرد شرکت کافی است.

فعالیت های مشترک: در گذشته، کارمندان اغلب به دنبال کاری می گشتند که به آنها اجازه می داد هر طور که می خواهند کار کنند یا در یک محیط تیمی کار کنند. امروزه بیشتر کارها در قالب فعالیت های گروهی انجام می شود. کارفرمایان اغلب به دنبال استخدام کارمندانی هستند که می توانند به عنوان بازیکنان تیم عملکرد خوبی داشته باشند، همکاری کنند و با سایر همکاران تعامل موثر داشته باشند. نه افرادی که کار با آنها سخت و ناخوشایند است.

اعتماد به نفس: عزت نفس یکی از مهم ترین مواردی است که باید هنگام شرکت در مصاحبه های شغلی یا کار در یک سازمان به آن توجه کرد. اعتماد به نفس به شما حس قدرت می دهد تا اهداف شخصی خود و سازمان را دنبال کنید.

توانایی پذیرش انتقاد سازنده: همیشه برای همه جا برای رشد و یادگیری وجود دارد و کارمندی که بتواند انتقاد سازنده را بپذیرد و از آن برای بهبود عملکرد خود استفاده کند، عضوی ارزشمند از تیم در هر سازمانی خواهد بود.

مهارت های رهبری: هنگامی که سازمان ها افراد را برای پست های رهبری استخدام می کنند، به دنبال کارکنانی هستند که بتوانند با موفقیت با کارمندان، مشتریان و دیگران ارتباط برقرار کنند. حتی اگر داوطلب کار مدیریتی نباشید، مهارت های رهبری برای ارائه به کارفرما بسیار ارزشمند است.

منبع:

http://www.colbycheeze.com/blog/2015/10/zero-to-developer.html

چگونه برای اولین بار در Morning Science and Technology از Zero یک توسعه دهنده حرفه ای IBM شدم. به نظر می رسد.